نگاه مدیریت بحران به زلزله

دکتر علی بیت‌اللهی

  • سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 13:8
  • دكتر علي بيت‌اللهي

اخبار => یادداشت

براساس آمارهای رسمی سال1395، در کل کشور حدود 22میلیون واحد مسکونی ثبت‌شده داریم که حدود 70درصد این ساختمان‌ها در مناطق شهری قرار دارد و نکته مهم در ارتباط با پایداری و تاب‌آوری ساختمان‌ها این است که هر چند درخصوص نوع و تیپ ساختمان‌های مسکونی روند نسبتا با کیفیتی را تجربه کرده‌ایم اما از نظر ریسک و خطرپذیری این ساختمان‌ها در برابر زلزله وضعیت خوبی نداریم.
نگاه مدیریت بحران به زلزله

براساس آمارهای رسمی سال1395، در کل کشور حدود 22میلیون واحد مسکونی ثبت‌شده داریم که حدود 70درصد این ساختمان‌ها در مناطق شهری قرار دارد و نکته مهم در ارتباط با پایداری و تاب‌آوری ساختمان‌ها این است که هر چند درخصوص نوع و تیپ ساختمان‌های مسکونی روند نسبتا با کیفیتی را تجربه کرده‌ایم اما از نظر ریسک و خطرپذیری این ساختمان‌ها در برابر زلزله وضعیت خوبی نداریم.

از حدود 22میلیون واحد مسکونی ثبت شده 75درصد ساختمان‌ها به‌اصطلاح اسکلت‌دار هستند و باقی آنها به‌صورت بنایی ساخته شده و فاقد اسکلت است به بیان روشن‌تر حدود 9میلیون واحد‌ مسکونی با مصالح بنایی و فاقد اسکلت هستند که در برابر زلزله مقاومت و استحکام لازم را ندارند.

با توجه به زلزله‌بودن ایران و وجود گسل‌های فراوان زلزله در کشور، ما با پدیده ریسک به‌شدت بالای ساختمان‌ها در برابر زلزله مواجه هستیم به‌نحوی که در شهر تهران براساس آخرین آمارهای رسمی از حدود یک میلیون پلاک ساختمانی ثبت شده، 200هزار پلاک ساختمانی ثبت‌شده در بافت‌های فرسوده قرار دارد و این هشدار را باید جدی بدانیم که اگر زلزله‌ای به میزان زلزله رخ داده در شهر سرپل‌ذهاب در شهر تهران رخ دهد دست‌کم 200هزار ساختمان با تخریب جدی مواجه خواهد شد و یک میلیون نفر به‌صورت مستقیم با خطرات ناشی از مرگ‌ومیر و آسیب‌های جدی بدنی مواجه خواهند شد که یک فاجعه خواهد بود. افزون بر اینکه درصورت وقوع چنین زلزله‌ای، زیرساخت‌های فرسوده آب، برق و گاز ریسک‌های کشور در برابر زلزله احتمالی را افزایش خواهد داد؛ چرا که هیچ‌کدام از شریان‌های حیاتی کلانشهرهای ایران دارای عملکرد مناسبی در برابر زلزله نیستند. مصداق این سخن همین که در زلزله روز یکشنبه سرپل ذهاب سیستم‌ها و شریان‌های حیاتی انتقال انرژی نظیر آب، برق و گاز دچار اختلال شدند.

اگر همین زلزله اخیر را با زلزله شهرطبس در حدود 40سال پیش مقایسه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که هرچند کیفیت ساخت‌وساز نسبت به 40سال پیش بهتر شده اما شاخص تاب‌آوری و مقاومت شهرها و روستاهای ایران از حیث نسبت ساختمان‌های دارای اسکلت با ساختمان‌های مسکونی وضعیت خوبی را نشان نمی‌دهد به‌گونه‌ای که تعداد واحد‌های مسکونی بنایی‌ساز در سال 1356حدود 2میلیون واحد مسکونی بود و هم‌اکنون تعداد این ساختمان‌ها به 9میلیون واحد رسیده و هرگونه زلزله‌ای رخ دهد، تعداد نفرات بیشتری با آسیب‌های ازجمله مرگ‌ومیر مواجه می‌شوند بنابراین ساختمان‌های ایران با ریسک‌های جدی‌تری مواجه هستند.

نکته مهم دیگر در ارتباط با واحدهای مسکونی روستایی ایران اینکه خانه‌های روستایی نظیر بافت‌های فرسوده مناطق شهری یک تهدید جدی هستند و طبق آمارهای رسمی سال 90، بیش از 90درصد خانه‌های روستایی به‌صورت بنایی‌ ساخته شده و فاقد اسکلت هستند، هرچند این دست از ساختمان‌ها وزن ساختمان را تحمل می‌کنند اما در برابر نیروهای برشی و جانبی ناشی از زلزله هیچ‌گونه استحکامی ندارند و این وضعیت در اغلب روستاهای ایران ساری و جاری است و کیفیت ساختمان‌های روستایی در برابر ساختمان‌های شهری اصلا تعریفی ندارد به‌ویژه اینکه این ساختمان‌ها با مصالح ساختمانی بومی نظیر خشت و گل یا سنگ و گل ساخته شده‌اند که بسیار مخرب هستند و ما در ساخت و ساز‌های روستایی اصلا نظارتی نداریم و اکثریت این ساختمان‌ها خودساز هستند.

زلزله اخیر هم نشان داد که نه‌تنها زیرساخت‌ها و شریان‌های حیاتی شهرها و روستاها در برابر زلزله فاقد تاب‌آوری و استحکام هستند بلکه که ساختمان‌های عمومی نظیر بیمارستان‌ها و مسکن مهر هم یک آسیب جدی هستند به‌گونه‌ای که شاهد تخریب بخشی از بیمارستان و البته تخریب جدی ساختمان‌های مسکن مهر در مناطق شهری سرپل‌ ذهاب بوده‌ایم که ضرورت توجه جدی دولت به کیفیت و تاب‌آوری ساختمان‌های دولتی و عمومی ازجمله بیمارستان‌ها را می‌طلبد.

راحت‌ترین، آسان‌ترین، فوری‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه پیش روی دولت که هیچ بودجه و سرمایه‌‌ای از دولت هم نمی‌خواهد، الزامی‌کردن مسئولیت حقوقی نظارت و اجرای ساختمان‌هاست نظیر کشور زلزله‌خیز ژاپن که سازنده و ناظر دارای تکالیف روشن و محکمی درخصوص ساختمان‌های هستند اما در ایران این موضوع چندان جدی گرفته نمی‌شود. برای نمونه هم که شده باید سراغ مهندسان ناظر و اجرای ساختمان بیمارستان و مسکن مهر سرپل ذهاب رفت و از آنها پاسخ خواست. این مهم خیلی فوری و جدی است و کاملا هم قابل عملیاتی‌شدن و تنها به یک عزم و اراده جدی و ملی نیاز دارد.

یکی از مشکلات و چالش‌های کشور ما این است که وقتی حادثه‌ای نظیر زلزله رخ می‌دهد همه توجه و نگاه و توان مسئولان و مدیران روی مدیریت بحران متمرکز می‌شود و پس از آن همه دچار فراموشی می‌شوند، نظیر حادثه ساختمان پلاسکوی تهران و پس از آن فراموش می‌کنیم که مشابه ساختمان پلاسکو زیاد است و تکرار زلزله در دیگر شهرها و روستاها دور از ذهن نیست. این فراموشی البته شامل رسانه‌ها هم می‌شود و همیشه نگاه ما به این حوادث برخاسته از مدیریت بحران است و فوری همه آستین‌ها را بالا می‌زنند و چکمه می‌پوشند و بعد از فروکش کردن التهاب‌های اولیه دوباره دچار فراموشی ملی می‌شویم درحالی‌که باید خطرپذیری کشور در برابر حوادث طبیعی ازجمله زلزله نهادینه شود، نه اینکه در برابر تخریب ساختمان‌های عمومی ازجمله بیمارستان‌ها که باید برابر آیین‌نامه 2800دارای بالاترین سطح عملکرد و تاب‌آوری در برابر زلزله باشند، به راحتی بگذریم. باید قبول کنیم که زیرساخت‌‌‌های آب، برق، گاز و... دچار فرسودگی جدی و دارای ریسک بالا در برابر زلزله هستند. زلزله اخیر را باید یک هشدار جدی به‌ویژه برای کلانشهرها ازجمله تهران بدانیم و فکر چاره باشیم قبل از اینکه فاجعه بزرگ‌تر و سنگین‌تری رخ دهد. مبادا دوباره دچار فراموشی ملی شویم.


* رئیس بخش زلزله‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و ساختمان


ارسال نظر

ارسال