درسی از اسکلت‌مسکن مهر

پیروز حناچی

  • چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 16:40
  • پيروز حناچي / استاد دانشگاه

اخبار => یادداشت

زلزله یکشنبه شب در غرب کشور اگرچه موجب بروز خسارت‌های فراوان شد اما از نگاه فنی نباید همه این ماجرا را با دید منفی دید. اگرچه در همین زلزله صدمات و خسارت‌های بسیاری به شهرهای استان کرمانشاه وارد شد اما می‌بینیم که حتی در ساختمان‌های مسکن مهر -که البته نسبت به مقاومت آنها انتقادهای بسیاری شده و همگی نیز انتقادهای درستی هستند-
پيروز حناچي

زلزله یکشنبه شب در غرب کشور اگرچه موجب بروز خسارت‌های فراوان شد اما از نگاه فنی نباید همه این ماجرا را با دید منفی دید. اگرچه در همین زلزله صدمات و خسارت‌های بسیاری به شهرهای استان کرمانشاه وارد شد اما می‌بینیم که حتی در ساختمان‌های مسکن مهر -که البته نسبت به مقاومت آنها انتقادهای بسیاری شده و همگی نیز انتقادهای درستی هستند- اما کمتر ساختمان جدید و عظیمی را دیده‌ایم که به صورت کامل ویران (collapse) شده باشد که البته در صورت رعایت دقیق مقررات ملی ساختمان حتما خسارت‌ها بسیار کمتر می‌شد. پیامدهای این حادثه نشان می‌دهد که توجه به مقررات ملی ساختمان و رعایت آن موجب شده که به صورت نسبی جواب مثبت بگیریم. این در حالی است که شهری مانند سرپل‌ذهاب به دلیل دوری از مرکز شاید از نیروی متخصص یا بتن با کیفیت و حتی اجرای دقیق مقررات ملی ساختمان به صورت کامل برخوردار نبوده باشد. اما همان طور که گفته شد نباید این نکته را نادیده گرفت که هرجا به اجرای ضوابط توجه کرده‌ایم پاسخ خوبی هم دریافت کرده‌ایم. به عنوان مثال اسکلت مسکن مهر فرو‌نریخته است اما در همین پروژه می‌بینیم که به دلیل بند نکردن درست دیوارها یا مهارنکردن پنجره‌ها صدمات بسیاری وارد شده است. 

این نقشه راه ماست. یعنی اگر در شهرسازی و ساخت بناها مُر ضوابط را درست اجرایی کنیم حتما از منافع آن برخوردار خواهیم شد. بی‌توجهی به این مسئله مهم نیز به طور حتم صدمات بسیاری را وارد خواهد کرد. به اعتقاد من با وجود اینکه این زلزله سنگین بود ولی عارضه کمتری را شاهد بودیم و البته در محدوده‌هایی ضربه خوردیم که آمادگی وجود نداشته است مانند برخی بناهای سنتی که چنین وضعیتی داشته‌اند، اگرچه تخریب بیمارستان شهرستان اسلام‌آباد به عنوان یک بنای نوساز یک علامت هشدار است. ازمستحدثات دستگاه‌های دولتی این انتظار نمی‌رود که در این حد آسیب‌پذیر  باشند و اجرای ضوابط باید به طور کامل از سوی همه نهادها و دستگاه‌ها اجرایی شود. 

از سوی دیگر باید به این مسئله توجه کنیم که پهنه عظیمی از کشور با تهدید و خطر عظیم زلزله در مقیاس‌های بالا و نسبتا زیاد و کم مواجه است. راه مقابله با این پدیده طبیعی این است که همیشه هم برای قبل از زلزله و هم زمان وقوع زلزله آمادگی داشته باشیم.

 یکی از اقدامات قبل از وقوع زلزله رعایت ضوابط و مقررات ملی ساختمان است. اقدام زمان زلزله نیز برگزاری مانورها، آمادگی و پیشگیری در برابر حادثه است. اگرچه این‌بار در منطقه مرزی شاهد این حادثه بودیم اما باز هم می‌بینیم که آمادگی خیلی پایین نبود و از دفعات قبل بهتر بود.

متأسفانه شهر تهران که ما در آن زندگی می‌کنیم بیش از 3700هکتار بافت فرسوده تمام‌عیار دارد. همچنین 14هزار هکتار بافت ناپایدار در پایتخت شناسایی شده است. به موازات این مسائل شاهد این هستیم که تمام شبکه‌های انتقال نیرو چون گاز، برق، مخابرات و آب بدون رعایت استانداردهای ایمنی و احداث کانال‌های تاسیسات شهری و صرفا به‌صورت سنتی ایجاد شده‌اند و از ایمنی لازم برخوردار نیستند. در کنار تمام موارد مذکور باید به این مسئله هم توجه شود که اساسا تا 2دهه قبل مقررات ملی ساختمان در کشور وجود نداشته و ساختمان‌ها و ابنیه‌ای هم که در 2دهه قبل در شهر تهران احداث شده‌اند، شاهد اجرای این مقررات و اعمال آنها نیستند. بعد از آن هم که مقررات ملی ساختمان در کشور ما تصویب و ابلاغ شده به‌صورت کامل و جامع رعایت نشده است. از سوی دیگر به‌صورت طبیعی و جغرافیایی شهر تهران دارای گسل‌های قابل توجهی است که احتمال بروز زلزله را چند برابر می‌کند. این در حالی است که به موجب بررسی‌ها و مطالعاتی که توسط شرکت‌های مهندس مشاور داخلی و خارجی انجام شده، وقوع زلزله و خسارت‌های بسیار در تهران امری قطعی به‌نظر می‌رسد.

همچنین از سوی دیگر می‌بینیم که در دهه‌های گذشته جمعیت بسیار و قابل توجهی در کلانشهر تهران و شهرهای اقماری آن سکنی گزیده‌اند که همه اینها به ما این پیام را می‌دهد که چنانچه زلزله‌ای در مقیاس همین زلزله اخیر غرب کشور در تهران رخ دهد، چند میلیون نفر از جمعیت تهران جان خود را از دست خواهند داد و با توجه به بار‌گذاری‌ها و فضای کالبدی شهر تهران اساسا حتی امکان امدادرسانی و نجات مصدومان هم بر اثر بروز زلزله وجود نخواهد داشت.

متأسفانه همه این موارد در کنار نبود مدیریت بحرانی که در تراز استانداردهای بین‌المللی بتواند در مواقع بحرانی، وظایف محوله خود را انجام دهد، از دیگر کمبودهای پایتخت است. در تهران ظرفیت‌سازی لازم صورت نپذیرفته است، به‌نحوی که هنوز در شهر تهران شاهد مدیریت بحرانی که بتواند حادثه کوچک‌مقیاسی چون پلاسکو را مدیریت کند، نداریم. این در حالی است که در همان حادثه پلاسکو تمام ظرفیت بحران و حتی ظرفیت نهادهای دیگر به‌کار گرفته شد اما کارنامه خوبی ارائه نشد. به همین دلیل به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین ماموریت مدیریت شهری تهران شامل شورای شهر و شهرداری پایتخت در این دوره و نیز وظیفه شهروندان تهرانی و بقیه نهادهای مسئول جدی‌گرفتن مسئله ایمنی شهر تهران است. ما باید مبتنی بر یک برنامه راهبردی و واقع‌بینانه، این موضوعات و مسائلی چون رعایت مقررات ملی ساختمان و مقررات شهرسازی و معماری، آموزش شهروندان، ایمن و مقاوم‌سازی بناهای شکل گرفته، احیا و نوسازی و بهسازی بافت‌های فرسوده و ایجاد کانال‌های تاسیسات شهری و فرهنگ رعایت پیوست‌های مطالعاتی را بسیار جدی گرفته و دچار روزمرگی نشویم.

از آنجایی که در مدیریت گذشته به حوزه‌های نرم‌افزاری مانند مواردی که ذکر شد اهمیتی داده نشده و همواره به‌دنبال ایجاد برخی پروژه‌ها برای دیده‌شدن توسط مردم بوده‌اند، به‌نظر می‌رسد که بایستی هم شورای شهر و هم رسانه‌ها و هم سایر سازمان‌ها و نهادها و هم دیده‌بان‌های شهری به‌صورت توأمان ایمنی شهر را در اولویت اول کارهای خود قرار دهند. برای این مسئله در بازه کوتاه‌مدت می‌توان در بافت‌های فرسوده اقداماتی را انجام داد. متأسفانه در دهه‌های گذشته برای مشکلات بافت‌های فرسوده فقط حرف زده شده و دولت‌ها کاری نکرده‌اند، اگرچه مدیریت شهری تلاش کرده در قالب بسته‌های تشویقی عوارض را در این محدوده‌ها دریافت نکند، اما بانک‌ها در حوزه ارائه تسهیلات بلندمدت با نرخ سود پایین می‌توانند مؤثر باشند که تاکنون کاری انجام نداده‌اند. به‌نظر من اساسا باید اعلام شود که چه سیاستی را می‌خواهیم در نوسازی و بهسازی بافت‌های فرسوده درنظر بگیریم که متأسفانه هنوز به این مسئله نرسیده‌ایم. اما درخصوص کانال‌های تاسیسات شهری هم باید این مسئله در اولویت شهرداری تهران باشد. همه شهرهای دنیا به این سمت رفته‌اند و ما نیز باید در شهرداری تهران هرچه سریع‌تر این کار را انجام دهیم. انتقال شبکه‌های نیرو به کانال‌های تاسیسات شهری می‌تواند مانع از بروز خسارت‌های بسیار در زمان بحران شود. در حوزه رعایت مقررات ملی ساختمان هم حداقل باید برای ساختمان‌های در دست ساخت به‌صورت جدی یک خط قرمز درنظر گرفته شود. مبحث 22مقررات ملی ساختمان هم باید جدی گرفته شده و البته که تقویت حوزه مدیریت بحران و آموزش کارکنان بدنه سازمان مدیریت بحران، افزایش تجهیزات و ایجاد بسترهای لازم برای مدیریت بحران از اهمیت خاص خود برخوردار است.


ارسال نظر

ارسال