بنای لرزان؛ نمای ویران

رضا کربلایی، مدیر مسئول

  • پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 10:52

اخبار => یادداشت

نه؛ قصد نداریم که قاضی شویم و دنبال مقصر ریزش ساختمان‌ها و سقوط نماها در زلزله 7.3 ریشتری اخیر در کرمانشاه و شهرها و روستاهایش بگردیم ولیکن، بنا هم نداریم که چشم بر یک اتفاق تلخ ببندیم و
بنای لرزان؛ نمای ویران

نه؛ قصد نداریم که قاضی شویم و دنبال مقصر ریزش ساختمان‌ها و سقوط نماها در زلزله 7.3 ریشتری اخیر در کرمانشاه و شهرها و روستاهایش بگردیم ولیکن، بنا هم نداریم که چشم بر یک اتفاق تلخ ببندیم و نگوییم که قصوری رخ داده است. عکس‌ها خود گواه این واقعیت تلخ هستند، تلخ‌تر این که تعدادی از شهروندان عزیز این مرز و بوم، در اثر زلزله اخیر جان خود را از دست دادند و تعدادی هم دچار آسیب‌های جدی شدند، البته که مردم ایران انصافا سنگ تمام گذاشتند و گرفتاران و مصیبت‌دیدگان را تنها نگذاشتند. دست مریزاد!
اما نگران هستیم، نگران از تکرار یک اتفاق دیگر، شاید تلخ‌تر از زلزله اخیر، می‌ترسیم از ساختمان‌ها و خانه‌هایی که قرار است سرپناه ما باشند و در اثر بی‌تدبیری و فقدان آینده‌نگری، چه آسان بر سرمان خراب می‌شوند و خواب شیرین کودکانمان را به کابوس تلخ تبدیل می‌کنند؛ چه بسا کابوسی همیشگی و دردی فراموش نشدنی.
راستی چرا این اندازه در برابر خطرات بناهای لرزان و نماهای ویران کم توجه هستیم؛ چرا از آتش گرفتن نماها، فروریختن ساختمان‌ها، مرگ هموطنان، از دست رفتن سرمایه‌های مادی و معنوی و مهمتر مخدوش شدن اعتماد و سرمایه اجتماعی درس نمی‌گیریم؟ چرا از خود نمی‌پرسیم که همین چند تصویر از فاجعه سقوط نماهای مسکن مهر در زلزله اخیر- بی آن که بخواهیم دولتی را مقصر بدانیم و بی آن که بخواهیم بر کوتاهی‌ها و غفلت‌های صورت گرفته، چشم بپوشیم - به اندازه‌ای کافی توان فنی و مهندسی ما را نزد جهانیان زیر سوال برد؛ شوخی نیست که پروژه‌ای که قرار بود نمادی از هنر و صنعت برتر ساختمان‌سازی ایران به عنوان سرپناهی برای محروم‌ترین قشر جامعه باشد، چنان تصویر بدی در ذهن ایرانیان و چه بسا جهانیان به جای گذاشت که شاید سال‌ها طول بکشد تا بتوانیم چنین تصویری را اصلاح کنیم.

نه! دیگر نباید سکوت کرد و فراموشکار شد که این شاید تازه اول ماجرا باشد و ضرورت ایجاب می‌کند از خواب بیدار شویم و اتفاقات قابل پیشگیری را بی‌جهت و به اشتباه قضا و قدر تصور نکنیم. وقوع زلزله‌های دیگر در ایران دور از ذهن نیست، هرچند زمان و مکان آن مشخص نیست؛ اما می‌توانیم آثار مخرب آن را کاهش دهیم؛ به شرط این که دوباره فراموشکار نشویم و به روزمرگی نیفتیم. زلزله بزرگ‌تر و مخرب‌تر البته ناشی از همین فراموشی و غفلت ملی ما ایرانیان است. تا کی می‌خواهیم در برابر ساخت ساختمان‌ها و خانه‌های غیراستاندارد و ناایمن سکوت کنیم، تا کی می‌خواهیم لایحه صندوق حوادث طبیعی و بیمه همگانی ساختمان‌ها در برابر حوادثی چون زلزله و سیل را بلاتکلیف نگه داریم، تا کی می‌خواهیم اجازه دهیم خانه‌های ما با مصالح غیراستاندارد و سازندگان غیر حرفه‌ای ساخته شوند و خدای ناکرده بر سر فرزندانمان خراب شوند؟ تا چه زمان قرار است دست روی دست بگذاریم و شاهد فروریختن بافت‌های فرسوده و ساختمان‌های لرزان باشیم؟ چرا درس عبرتی نمی‌گیریم؟
در روزگاری که دنیا به سمت ساختمان‌های پایدار و نماهای ماندگار حرکت می‌کند، زیستن در خانه‌های لرزان و بناهای در خطر ویران شدن، خود نشانه‌ای است از عقب ماندگی. آری ما عقب مانده‌ایم از قطار جهانی که به سمت ایستگاه‌های امن در حال حرکت است. چرا ایستاده‌ایم و نظاره‌گر ساختمان‌های ناایمن و مرگ زودرس ساختمان‌ها هستیم؟ زلزله را محدود به قهر طبیعت ندانیم، هدررفت انرژی در ساختمان‌ها، ساخت خانه‌ها، مدارس، بیمارستان‌های بی‌کیفیت، خود یک زلزله بزرگ‌تری است که به چشم خویش می‌بینیم و کاری انجام نمی‌دهیم. ما همه مقصریم.
دولت، مجلس و قوه قضاییه و همه و همه حتی ما مردم ایران مقصریم که مطالبه‌گر نیستیم. قانون، آیین‌نامه، بخشنامه، دستورالعمل کم ننوشته‌ایم، سازمان، ارگان، دستگاه اجرایی و نظارتی کم نداریم، کم سرمایه در بخش ساختمان هزینه نمی‌کنیم، پس چرا بناهایی که باید دست کم یک قرن باقی بمانند، زود می‌میرند؟ چرا در برابر هدررفت بالای انرژی و سوختن سرمایه‌های مادی و معنوی در ساختمان‌ها کاری بزرگ و در مقیاس ملی انجام نمی‌دهیم؟
پرسش‌ها بسیارند و خطرها البته در راه؛ باید بیدار شویم و دست در دست هم، میهن خویش را با تدبیر و اراده‌ای ملی آباد سازیم. ساختن ایرانی آباد و زیستن در ساختمان‌های ایمن و مطمئن با شعار، قانون و بخشنامه روی کاغذ ،شدنی نیست. باید آستین‌ها را بالا زد و دیگر از کیفیت ساختمان‌ها نزنیم. بترسیم از روزی که اتفاقی نظیر زلزله در برخی شهرها و روستاهای غرب ایران ، در کلانشهری چون تهران رخ دهد.
 نه نباید بترسیم و نباید غافل شویم؛ بلکه باید تدبیر به خرج دهیم و به قطار ساخت و ساز بی‌کیفیت فرمان ایست بدهیم، باید به زندگی شهروندان در بافت‌های فرسوده پایان دهیم، باید جلوی سوختن سرمایه‌ها در ساختمان‌ها را بگیریم، باید برخیزیم و با همراهی دولت و مردم، طرحی نو در اندازیم. این بناهای لرزان و نماهای ویران شایسته ما ایرانیان نیست، ما شایسته بهترین‌ها هستیم، بهترین‌ها را باید خودمان بسازیم. پس از خودمان شروع کنیم و ساختمان‌های بی‌کیفیت و غیراستاندارد را به دلیل قیمت پایین‌تر نسازیم، نخریم تا نسازند و نفروشند به ما این کاسبان دوران. می‌توانیم به این وضعیت پایان دهیم. فقط باید بخواهیم. خواستن، توانستن است.

ماهنامه دنیای نما و پنجره - شماره ششم - آذرماه 96


ارسال نظر

ارسال