اقتصاد در تردید؛ تولید در تعلیق

رضا کربلائی / مدیرمسئول

  • شنبه 8 تیر 1398 ساعت 20:34
  • رضا کربلائي / مديرمسئول

اخبار => یادداشت

مروری بر شاخص‌های کلان اقتصادی نشان می‌دهد که نه‌تنها فضای کلی اقتصاد ایران در سال پیش روی، در سایه تردید تنفس می‌کند که تولید و تولیدکنندگان هم در تعلیق به سر می‌برند و برون‌رفت از چنین وضعیتی سخت، پیچیده و مبهم، بدون ترسیم یک چشم‌انداز واقع‌بینانه و البته متکی بر یک برنامه جامع روشن و شفاف به یک رؤیا شبیه خواهد بود و باقی ماندن در چنین اتمسفری آینده‌ای کابوس‌وار را برای فعالان اقتصادی رقم خواهد زد.
اقتصاد در تردید؛ تولید در تعلیق

سؤال مهم همه مردم و نه فقط فعالان اقتصادی ایران این است که آینده چه می‌شود؟‌هاله‌ای از تردید بر تمامی فعالیت‌های اقتصادی ایران سایه افکنده و نشانه‌ای از برون‌رفت از وضعیت تردید کمتر دیده می‌شود. تنش بین ایران و آمریکا آن‌هم در یک‌سالگی خروج ایالات متحده آمریکا از برجام و تصمیم ایران به کاهش سطح تعهدات داوطلبانه خود باعث شده تا برخی چه در داخل و چه خارج کشور این شایبه را مطرح کنند که قرار است جنگی در بگیرد حال‌آنکه کارشناسان و تحلیل‌گران با رصد مواضع اعلام‌شده بین تهران و واشنگتن بر این نظر مستحکم هستند که جنگی در نخواهد گرفت و حتی برخی بر این ادعا هستند که گویا مذاکراتی در نهان شکل خواهد گرفت، هرچند مقامات کشورمان با اشاره به بدعهدی آمریکا به‌صراحت می‌گویند: مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.

گذشته از اینکه فرجام رویکرد فعلی بین ایران و آمریکا و دیگر کشورهای درگیر ماجرای برجام به کجا خواهد کشید، همچنان این سؤال به قوت خود باقی است که فرجام اقتصاد ایران در سال 1398 که سال رونق تولید نام‌گذاری شده، به چه نتیجه‌ای خواهد رسید؟

مروری بر شاخص‌های کلان اقتصادی نشان می‌دهد که نه‌تنها فضای کلی اقتصاد ایران در سال پیش روی، در سایه تردید تنفس می‌کند که تولید و تولیدکنندگان هم در تعلیق به سر می‌برند و برون‌رفت از چنین وضعیتی سخت، پیچیده و مبهم، بدون ترسیم یک چشم‌انداز واقع‌بینانه و البته متکی بر یک برنامه جامع روشن و شفاف به یک رؤیا شبیه خواهد بود و باقی ماندن در چنین اتمسفری آینده‌ای کابوس‌وار را برای فعالان اقتصادی رقم خواهد زد.

اگر باور داریم که سال 98 سال رونق تولید است، پس باید بپذیریم که شاه‌کلید رونق تولید را در داخل کشور جستجو کنیم و صدالبته درصدد مساعد کردن فضای بیرونی برآییم که خواسته یا ناخواسته بر محیط کسب‌وکار و تولید و تجارت اثر می‌گذارد، به‌این‌ترتیب نیازمند تأمل و تدبیر عمیق‌تر در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی هستیم و اراده‌ای جدی‌تر جهت کم کردن از چالش‌های داخلی و برداشتن موانع از سر راه فعالان اقتصادی؛ راه دیگری متصور نیست! هست؟

به شاخص‌های کلان اقتصادی که نگاه کنیم، از یک‌سو  نرخ تورم همچنان رو به افزایش است و از سوی دیگر بازار ارز با شکنندگی مواجه بوده و نرخ رشد اقتصادی در مسیر منفی شدن هرچه بیشتر گام برمی‌دارد، بیکاری فزون‌تر، واحدهای تولیدی گرفتارتر و ضعیف‌تر، دسترسی به ارز سخت‌تر، دسترسی به منابع مالی و سرمایه در گردش پیچیده‌تر، مسیر تجارت و واردات و صادرات ناهموارتر و درنتیجه همه نگران‌تر از گذشته‌اند و می‌پرسند چه خواهد شد؟

درست است که جنگی در نخواهد گرفت؛ اما جنگ واقعی شروع‌شده و هدف، حمله به زیربنا و روبنای اقتصاد کشور است؛ بی‌ثبات شدن احتمالی بازار ارز، ارزش پول ملی را تضعیف می‌کند، انگیزه برای سرمایه‌گذاری بلندمدت در بخش‌های مولد و اشتغال‌زای کشور را کاهش می‌دهد و خلاصه اینکه شکاف بین عرضه و تقاضا در اقتصاد عمیق‌تر و نرخ تورم و مهلک‌تر از آن انتظارات روانی و تورمی بیشتر خواهد شد و اگر قرار است به سمت اقتصاد مقاومتی برویم باید دست از شعارها برداریم و به باور ملی برسیم که تولید ملی با بسته شدن مسیرهای شفاف تجارت خارجی، ایجاد سد معبرهای رنگارنگ و آزاردهنده بر سر راه حرکت فعالان اقتصادی رونق نمی‌یابد و خطرناک‌تر اینکه تصور کنیم راه رونق تولید ملی از بودجه دولتی و با تفکر اقتصاد دولتی و پول پاشی می‌گذرد.

اقتصاد ایران این بار نه بر سر دوراهی که چندراهی قرار دارد و کم‌توجهی به اولویت‌های اقتصادی و تمرکز بیش از اندازه و غیرضروری به چالش‌های سیاسی و فرهنگی باعث تقویت این ذهنیت شده که گویا اقتصاد ایران، فرزند سرراهی است و متولی ندارد؟ رمز موفقیت در اقتصاد ایران این است که این سؤال از ذهن مردم پاک شود که چه بخریم که مطمئن باشیم گران خواهد شد؟!  چنین پرسش دلهره‌آوری یعنی اینکه همه نگران تورم هستند و خواسته یا ناخواسته همه ما ذهنیت و تمرکزمان بر کاسبی از کانال تورم بالا قرارگرفته است.

نه تولیدکننده و نه مصرف‌کننده نهایی در سرانجام از تجارت با تورم سودی نخواهد برد و بازنده اصلی تورم بالا در اقتصاد ایران، همه مردم هستند چراکه تورم بالا، قدرت اقتصادی کشور را تضعیف و سفره‌های مردم را کوچک  می‌سازد و تمرکز را از تولید و صادرات و تجارت سالم به سمت سفته‌بازی و حرکت از بازاری به بازار دیگر برای عقب نماندن از تورم سوق می‌دهد.

جان‌مایه  و رمز نجات اقتصاد از چندگانگی، در یک کلمه خلاصه می‌شود؛ ثبات! ثبات در بازارها و تنش‌ها، ثبات در قیمت‌ها و نه تثبیت نرخ‌ها؛ حمایت از تولیدکننده واقعی نه تولیدکننده‌نماهای رانت طلب؛ صیانت از حقوق بازرگانان شناسنامه‌دار و شفاف به‌جای امان دادن به اقتصاد زیرزمینی؛ ثبات در قوانین و مقررات و بخشنامه‌ها، ثبات در بازار ارز که شاه‌بیت همه معاملات در این بازارهای پر نوسان نهفته است؛ ثبات یعنی آرامش؛ یعنی خارج شدن از چه کنم‌ها و عدم قطعیت‌ها به سمت برنامه‌ریزی و آینده‌نگری. ثبات یعنی جلوگیری از شوک به اقتصاد، مانع تعرض مأموران قانون به حقوق تولیدکننده و فعال اقتصادی شدن خود نشانه آشکاری از ثبات است و آرامش. امروز فعالان اقتصادی هرچند امنیت را به چشم خویش در درون مرزها می‌بینند اما امنیت در فضای کسب‌وکار دیده نمی‌شود و بدتر اینکه احساس ناامنی در کسب‌وکار چون سم مهلکی است که ذره‌ذره انگیزه‌ها را به کشتن می‌دهد.

راه نجات را در داخل جستجو کنیم و اجازه ندهیم فعالان اقتصادی به‌عنوان سربازان خط مقدم جنگ اقتصادی به دلیل خطاهای تصمیم‌گیری و یا اشتباه در اجرای قوانین و مقررات تضعیف شوند. اقتصاد را دولتی نکنیم و بگذاریم بخش خصوصی یعنی مردم، همه‌کاره اقتصاد ایران باشند و دولت و سایر ارکان حاکمیت خود را در برابر حقوق اقتصادی مردم مسئول بدانند و پیام روشن بدهند که آینده وقتی روشن خواهد بود که چشم‌انداز شفاف باشد. به امید فردای باثبات و امن و البته امیدوارکننده.


سرمقاله شماره ۱۷ ماهنامه تخصصی دنیای نما و پنجره


ارسال نظر

ارسال