رضا کربلائی / مدیر مسئول ماهنامه دنیای نما و پنجره:

آقای شهردار؛ شهر را دریاب!

به بهانه انتخاب پیروز حناچی به‌عنوان شهردار جدید پایتخت

  • یکشنبه 25 آذر 1397 ساعت 16:49

اخبار => اخبار

پیروز حناچی، سرانجام شهردار تهران شد و حالا باید بلند فریاد زد؛ آقای شهردار؛ شهر را دریاب، شهروندان گرفتار در هوای آلوده و ترافیک را ببین و چاره‌ای بساز برای آینده و نقشی از توان خویش به جای بگذار!
آقای شهردار؛ شهر را دریاب!

شهردار جدید پایتخت را می‌توان از نسل شهردارانی دانست که از جاده سیاست به بهشت راه پیدا نکرد و امید شهروندان پایتخت‌نشین این است که او دور از سیاست، شهر را از مرگ نجات دهد؛ گفتیم مرگ و درست است؛ مگر نه این است که ترس از مرگ، نیمی از مرگ است شاید هم بیشتر! آقای شهردار ما از هوای آلوده، خیابان‌های پرترافیک، شهری خشن با معماری ناهمگون، از ساختمان‌های لرزان و از خیلی چیزها در این کلان شهر می‌ترسیم و شب‌ها با ترس زلزله می‌خوابیم حال آنکه فراموش کرده‌ایم، زلزله به ثانیه و شاید چند دقیقه‌ای جانمان را می‌گیرد، اما فضای شهر، ما را آرام آرام به کشتن می‌دهد.
اصلاً چرا مخاطب این نوشتار شهردار تهران انتخاب شده و نه دولت به عنوان نماد حاکمیت ملی؟ پاسخ روشن است؛ 20 درصد انرژی ایران در همین تهران مصرف که دود می‌شود! اگر روزی تهران بلرزد، به گمان، کشور به دردسری عظیم دچار خواهد شد و اگر تهران دوباره ساخته شود و شهری باشد برای زندگی، می‌تواند الگوی دیگر شهرهای کشور باشد. مگر غیر از این است؟
آقای شهردار! به ما شهروندان حق بدهید که بترسیم و امید داشته باشیم به ساختن دوباره شهری زیست‌پذیر، پاک و البته تاب‌آور در برابر خطرها. ما حق داریم نگران باشیم از آینده خودمان و فرزندان‌مان و می‌خواهیم به سرپنجه تدبیر و آنچه وعده داده‌اید، خوش باشیم که آینده بهتری از امروز در انتظارمان خواهد بود.آقای حناچی؛ تهران را باید نجات داد از دست کسانی که تنها نگاه‌شان به تهران به قول شما، کسب درآمد است تا زندگی کردن در کنار همدیگر؛ این شهر آبروی کشور ماست و اگر در برابر خطرها ایمن نباشد، آبرویمان در جهان به خطر می‌افتد.

 آقای شهردار، به حکم تجربه و البته تخصص‌تان، به خود حق می‌دهیم که بخواهیم شهری برای زندگی بسازید، نه برای زنده ماندن و مرگ تدریجی. می‌دانیم فرصت خدمت اندک است اما در همین زمان محدود می‌توان مؤثر بود و درست تصمیم گرفت و در راه اشتباه گذشتگان قدم نگذاشت. می‌شود شهری دوباره ساخت که کمتر با انرژی فسیلی سرد و گرم می‌شود، می‌توان تهران را به شهری کم کربن تبدیل کرد، مهم این است که برنامه داشت و آن را درست اجرا کرد.

هرچه قدر در جهت ایمنی ساختمان‌ها تلاش کنید، به هر اندازه که از گرم شدن تهران جلوگیری کنید، به هر میزان که ساختمان‌ها را با انرژی کمتری سرد و گرم کنید، هرچه در توان دارید به کار گیرید تا حمل و نقل درون شهری‌اش بهبود یابد، و .... بدانید که درست گام برداشته‌اید.

آقای حناچی، می‌ترسیم وقتی در شهر قدم می‌زنیم از اینکه مبادا نماهای ساختمان فرو ریزد، نگران هستیم از ساختمان‌هایی که توسط افراد فاقد صلاحیت ساخته می‌شود، هراس داریم از اینکه هوا به میزانی آلوده شود، که نتوانیم از خانه‌هایمان بیرون بیاییم، پس بیاییم همه را درگیر کنیم و چاره‌ای بیندیشیم برای نجات تهران.

چاره این است که شهروندان تهرانی بپذیرند، شما متفاوت می‌اندیشید و می‌خواهید شهری بسازید برای همه؛ اگر شهروندان ساکن پایتخت قانع شوند که شهردارشان دنبال احیای هویت از دست رفتن شهرشان است، به یاری او خواهند شتافت و البته سخت است احیای اعتماد از دست رفته در نتیجه ارثیه به جا مانده از گذشتگان، اما می‌شود و باید با مردم این شهر صادق باشید و از آن‌ها فاصله نگیرید.

آقای شهردار! خلاصه کلام اینکه به ما ثابت کن روزی نماهای ساختمان‌ها را زیباتر خواهیم دید و از رفت و آمد در شهر نباید ترسید که مبادا نمایی فرو ریزد. به ما بگو که می‌توانیم با کاهش مصرف انرژی، به جای بستن پنجره‌ها از دست آلاینده‌ها، پنجره‌ها را گشود و هوای پاکیزه را نفس کشید. ما تهران دیگری را می‌خواهیم، تهرانی که شهر بساز و بفروش‌ها و تراکم فروش‌ها و تراکم خرها نباشد، تهرانی که بتوان در اندک کوچه باغ‌های باقی‌مانده‌اش، صدای پرنده‌ها را شنید، بتوان از درخت‌های توت تهران، توت چید و خوش بود، ما تهرانی با لبخند را می‌خواهیم نه با خنده‌های منزجرکننده ناشی از تبعیض و ناعدالتی، ما می‌خواهیم پنجره‌ها را باز کنیم و شهر را از پنجره‌های باز نظاره کنیم، می‌خواهیم ساختمان‌های ایمن داشته باشیم، می‌خواهیم شب‌ها سر به آرامی بر بالین بگذاریم و نترسیم از زلزله‌ها. تهرانی با کمترین صدای بوق‌ها، تهرانی با ماشین‌های بدون دود و در یک کلام تهرانی شایسته مردم ایران را انتظار می‌کشیم آقای شهردار. این‌ها اکنون آرزو و رویاست، اما در آینده می‌تواند واقعیت باشد. سخت است اما می‌شود.


ارسال نظر

ارسال